به گزارش آخرین نیوز، واحد اقتصاد مؤسسه مصاف ایرانیان طی یادداشتی آورده است:
فعالیتهای سوداگرانه در بازار دارایی، آفتی است که آسیب زیادی به اقتصاد ایران وارد میکند. بازار ارز بیمار به حجم گستردهای از سفتهبازی است. این سفتهبازیها، موجب تشکیل انتظارات تورمی و در نتیجه افزایش نرخ ارز میشود. فعالیتهای سوداگرانه، آشفتگی بازار غیررسمی ارز را تشدید کرده است.
از فروردین تا ۱۴ آبان ۱۴۰۱، در سامانه نیمایی، عرضه و معامله ارز رشد ۶۷ درصدی، نسبت به مدت مشابه سال قبل داشت. در روزهای ۱۴ و ۱۵ آبان ماه امسال، عرضه ارز سه و پنج برابر تقاضا بود. این آمارها، یعنی در بازار رسمی، مازاد تقاضا وجود نداشته است. آنچه در بازار غیررسمی، موجب افزایش قیمت شد، تقاضاهای سوداگرانه است. آیا سهمیهبندی ارز، در مدیریت تقاضا موثر است؟
ارز چند نرخی، انگیزهها را برای ادامه فعالیتهای سوداگرانه حفظ میکند. بانک مرکزی، اخیرا با کاهش سختگیری در تخصیص ارز سهمیهای، به کارت ملی افراد بالای ۱۸ سال، سهمیه دو هزار یورویی اختصاص داده است. بدلیل تفاوت قیمت ۱۶۰۰ تومانی بین بازار متشکل ارزی و آزاد، سود سه میلیونی به ازای هر کارت ملی قابل حصول است. دولت هدفش از این کار را، از نفس انداختن بازار دلالی عنوان میکند، اما این تصمیمگیری نتیجه مطلوب را در پی نخواهد داشت. استفاده از ابزارهای مالیاتی، یکی از راهکارهای پیش روی دولت، برای مدیریت بازار غیررسمی ارز است.
در بازار ایران، سهمیهبندی با کاهش سختگیریها در تخصیص ارز، تجربه شکست خوردهای است. با توجه به اینکه در بازار ارز -مانند بازار مسکن- در کنار تقاضای مصرفی، تقاضای سوداگرانه هم وجود دارد؛ استفاده از ابزارهای مالیاتی راهکار مناسبتری است.
بازار ارز باید مشمول مالیات بر عایدی سرمایه شود. این کار موجب کاهش سود حاصل از فعالیتهای سوداگرانه و کاهش انگیزه دلالی میشود. دولت و مجلس، با وضع مالیات بر عایدی سرمایه، میتوانند بازار دارایی را مدیریت کنند. با این وجود، چرا اصرار بر تکرار اشتباهات گذشته دارند؟


